امام سجاد پس از واقعه عاشورا

امام سجاد پس از واقعه عاشورا

زندگی امام سجاد علیه السلام را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول زندگی ایشان مربوط است به تولد تا عاشورا و بخش دوم زندگی، به بعد از عاشورا تا شهادت ایشان تقسیم می شود. این نوشتار به زندگی دوره دوم امام چهارم شیعیان می‌پردازد.

پس از شهادت امام حسین علیه السلام

پس از آنکه امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏‌ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه‌ها کردند.

در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد: «ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند: «علیکن بالفرار : باید فرار کنید.»[1]

همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.

مطابق با نقلی شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد اما حضرت زینب سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.

امام سجاد علیه السلام و اسارت

عمر سعد پس از دفن اجساد سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند. نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. [2]جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‌‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏‌ها بيرون شده‏‌اند و آنان بر شتران بى‏‌جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏‌كنند و به خاطر ما نوحه‏‌سرايى مى‌‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»[3]

پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل  خطبه ای در شهر کوفه بیان نمودند.

در کاخ عبیدالله بن زیاد

پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجادعلیه السلام به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ عبیدالله بن زیاد شدند. در رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.

امام در دمشق

پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروان اسرا به همراه شمر بن ذی الجوشن راهی دمشق، پایتخت  خلافت امویان شدند. ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد علیه السلام پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در خرابه ای از خرابه های شام اسکان دادند و فردای آن روز اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العابدین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان خطبه ای غرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند.

پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.

 

پاسخ دندان شکن امام سجادعلیه السلام به ابراهیم بن طلحه

 

هنگامی که حضرت امام سجاد علیه السلام همراه اسیران کربلا وارد مدینه شد، ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله از روی شیطنت و بدخواهی از او پرسید:« ای علی بن الحسین! بگو ببینم چه کسی پیروز شد؟»

امام سجاد علیه السلام جواب داد:« اگر می‌خواهی بدانی چه کسی پیروز شد، بگذار تا وقت نماز فرا رسد آن گاه اذان و اقامه بگو.»

حضرت سجاد علیه السلام با پاسخ دندان‌شکن خود می‌خواست به او بفهماند که هدف نهضت عاشورا پیروزی ظاهری و رسیدن به ثروت و خلافت نبود. این نهضت برای حفظ اساس دین از نابودی انجام شد و به ثمر هم رسید؛ نشانه‌اش هم اینکه هر مسلمانی هنگام اذان و اقامه به توحید و رسالت حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله شهادت می‌دهد.[4]

منبع: دانشنامه اسلامی ، رشد

[1] سوگنامه آل محمد، ص 378

[2] زندگانی علی بن الحسین، ص 29

[3] تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ، ج‏1، ص246

[4] بحارالانوار،‌ ج 45، ‌ص 177

هیچ دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *