صحیفه سجادیه در کلام امام خمینی(ره)

دعا و مناجات سلاح برنده و مؤثر امام سجاد علیه السلام در برابر سیل هجوم ظلم و تعدی و انحراف حاکمان وقت بود، سلاحی که آن حضرت رسالت الهی و نورانی خود را در قالب آن متبلور ساخت و پیام های عبادی و سیاسی خود را در قالب دعا و گفت و گویی مابین عبد و معبود منتقل ساخت و از این طریق عمیق ترین مسائل عبادی و سیاسی را مطرح کرد. به بهانه سالروز تولد حضرت امام زین العابدین علیه السلام به مرور جایگاه و تاثیرات صحیفه سجادیه این میراث ماندگار امام چهارم شیعیان از نگاه حضرت امام خمینی(س) می پردازیم.

حضرت امام خمینی از صحیفه سجادیه به عنوان قرآن صاعد یاد می‌کند و آن را زبور آل محمد می‌نامد و می‌فرماید:

صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است و از بزرگترین مناجات عرفانى در خلوتگاه انس است که دست ما کوتاه از نیل به برکات آن است؛ آن کتابى است الهى که از سرچشمه نور اللَّه نشأت گرفته و طریقه سلوک اولیاى بزرگ و اوصیاى عظیم الشأن را به اصحاب خلوتگاه الهى مى‏آموزد.[1]

و در ادامه همین مطلب که اهداء یک  نامه از این کتاب ارزشمند به یکی از نوادگان خود (سیدعلی خمینی)، صحیفه سجادیه را اینگونه توصیف می‌کند:

صحیفه سجادیه،کتاب شریفى است که سبک بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبک قرآن کریم بدون تکلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات براى تشنگان معارف الهیه بیان مى‏کند. این کتاب مقدس چون قرآن کریم سفره الهى است که در آن، همه گونه نعمت موجود است و هرکس به مقدار اشتهاى معنوى خود از آن استفاده مى‏کند. این کتاب همچون قرآن الهى ادقِّ معارف غیبى که از تجلیات الهى در ملک و ملکوت و جبروت و لاهوت و مافوق آن حاصل مى‏شود ]و[ در ذهن من و تو نیاید و دست طلبکاران از حقایق آن کوتاه است، به شیوه خاص خود قطراتى که از دریاى بیکران عرفان خود مى‏چشاند و آنان را محو و نابود مى‏کند. [2]

ایشان در جایی دیگر نیز با اشاره به اهمیت ادعیه، عنوان می کند:

اگر بفهمند آنها که حضرت سجاد- سلام اللَّه علیه- که همه چیزش را در کربلا از دست داد و در یک حکومتى بود که قدرت بر همه چیز داشت، این ‏ادعیه‏اى که از او باقى مانده است، چه کرده است و چطور مى‏تواند تجهیز بکند، به ما نمى‏گفتند که ادعیه براى چیست؟[3]

حضرت امام با اشاره به نقش هدایت وانسان سازی ادعیه، می گوید: شما اگر ادعیه امام سجاد و سایر ائمه را ملاحظه بفرمایید مشحون است از اینکه مردم را بسازند، براى یک امر بالاتر از آن چیزى که مردم عادى تصور مى‏کنند. دعوت به توحید، دعوت به تهذیب نفس، دعوت به اعراض از دنیا، دعوت به خلوت با خداى تبارک و تعالى، معنى‏اش این نبوده است که مردم توى خانه هایشان بنشینند و از مصالح مسلمین غفلت کنند و مشغول ذکر و دعا باشند. چنانچه خود آنها که ملاحظه مى‏کنید، این‏طور نبودند.[4]

رهبر کبیر انقلاب با اشاره به ابعاد عرفانی صحیفه سجادیه، ادامه می دهد: «امام سجاد است که مناجات هایش را شما می بینید و می بینید چطور از معاصى مى‏ترسد، مسئله، مسئله بزرگتر از این مسائلى است که ما فکر مى‏کنیم. مسئله غیر از این مسائلى است که در فکر ما یا در عقل عقلا یا در عرفان عرفا بیاید. مسئله‏اى است که اولیا مى‏دانند چى است قضیه. آنها فهمیده‏اند تا آن اندازه‏اى که بشر باید بفهمد که قضیه چه بزرگ است و در مقابل چه عظمتى ما هستیم و سر و کار ما با کیست. اینها به ما تعلیم مى‏دهند، و این‏طور نیست که دعا براى تعلیم ما باشد. دعا براى خودشان بوده است؛ خودشان مى‏ترسیدند، از گناهان خودشان گریه مى‏کردند تا صبح . از پیغمبر گرفته تا امام عصر- سلام اللَّه علیه- همه از گناه مى‏ترسیدند. گناه آنها غیر اینى است که من و شما داریم. آنها یک عظمتى را ادراک مى‏کردند که توجه به کثرت، از گناهان کبیره است پیش آنها. حضرت سجاد در یک شبش- به حسب آن چیزى که وارد شده- تا صبح گفت: «اللّهُمَّ ارْزُقْنى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَ الْانابَةَ الى‏ دارِ السُّرُورِ و الْاسْتِعدادَ لِلْمَوتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْت». مسئله، مسئله بزرگى است. آنها در مقابل عظمت خدا، وقتى که خودشان را حساب مى‏کنند، و مى‏بینند که هیچ نیستند و هیچ ندارند. واقع مطلب همین است: جز او کسى نیست و چیزى نیست، وقتى که توجه بکنند به عالم کثرت، ولو به امر خدا.[5]

به گفته حضرت امام: «اگر این ادعیه را بتوانیم یک اشخاص عارفى، عارف صحیح، دلسوخته پیدا بشود که اینها را براى مردم تشریح بکند، همه چیز در اینها هست، در عین حالى که دعاست. شما ادعیه حضرت سجاد را مى‏بینید، دعاست‏. اما چه مى‏کند در این دعاها! هم معنویات هست، هم قضیه حکومت هست، همه چیز هست، هم از بین بردن حکومت ظلم است، چنانچه سیره همه ائمه ـ علیهم السلام ـ بر این بوده». [6]

همچنین ایشان در وصیتنامه سیاسى ـ الهى‏ خود با بیان اینکه ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبى است که مى‏خواهد حقایق قرآنى، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم مى‏زند، از مقبره‏ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودى که بر پاى و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوى فنا و نیستى و بردگى و بندگى طاغوتیان مى‏کشاند نجات دهد، عنوان می کند:

ما مفتخریم که پیرو مذهبى هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالى بوده، و امیرالمؤمنین على بن ابی‌طالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌ها است. ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترین کتاب رهایى بخش بشر است و دستورات معنوى و حکومتى آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است … ما مفتخریم که ائمه معصومین، از على بن ابیطالب گرفته تا منجى بشر حضرت مهدى صاحب زمان ـ علیهم آلاف التحیات والسلام ـ که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند. ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که او را «قرآن صاعد» مى‏خوانند از ائمه‏ معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» امامان و «دعاى عرفات» حسین بن على ـ علیهم السلام ـ و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضیه است از ما است.[7]

 

[1] . صحیفه امام، ج21،ص209

[2] همان.

[3] همان، ج‏16، ص: 346 – 347

[4] همان، ج‏18، ص: 422

[5] همان، ج‏20، ص: 268 – 269

[6] همان، ج‏21، ص: 6

[7] همان، ص: 396 – 397

 

 

هیچ دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *